پارت پنجاه و چهارم :

فصل 32
ـ باید منو ببری سینما! من نمی‌‌تونم همه‌‌ش تو خونه بشینم مثل زندانیا به در و دیوار نگاه کنم.
ـ خب خودت برو! چرا می‌‌خوای با من بری؟
ـ من تنها برم سینما چی کار کنم؟ دوست دارم توام بیای. اصلاً می‌‌دونی چیه؟ می‌‌خوام یه کم حال و هواتو عوض کنم!
ـ حال و هوای خودت عوض بشه بسه!
ـ پیمان! تو چرا انقدر بی‌‌ذوقی؟
پیمان دست از نوشتن کشید و در حالی‌‌که مستقیم در چشمان Ù

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    1

    نیکی پرانرژی پیمان آرامی که همیشه اینطوربود

    ۳ سال پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    👌😍

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️